رمزگشایی از بحران خاموش؛ چرا ۶۰ درصد ایرانی‌ها از بازار کار دوری می‌کنند؟

تصور کنید در یک کارگاه تولیدی بزرگ، بیش از نیمی از ماشین‌آلات بدون هیچ دلیلی خاموش مانده‌اند و خاک می‌خورند، در حالی که مدیران از کاهش شدید خروجی شکایت دارند. این تصویر دقیقاً همان اتفاقی است که امروز در بدنه اقتصاد ما رخ داده است. گزارش‌های اخیر تحلیل‌شده توسط پایگاه خبری اوکی صنعت نشان می‌دهد که بیش از ۶۰ درصد از جمعیت در سن کار ایران، عملاً هیچ نقشی در چرخه تولید ندارند؛ آن‌ها نه شاغل هستند و نه حتی به دنبال کار می‌گردند! این آمار تکان‌دهنده نشان‌دهنده یک بحران عمیق به نام کاهش مشارکت اقتصادی است که ریشه‌های آن فراتر از آمارهای ساده بیکاری است. ما به عنوان فعالان حوزه صنعت و تجارت، هر روز سنگینی این رکود و اتلاف منابع انسانی را در زندگی و کسب‌وکار خود حس می‌کنیم. با خواندن این خبر، شما درک عمیقی از ریشه‌های بحران مشارکت اقتصادی و بازار کار خواهید داشت و یاد می‌گیرید چگونه آن را در زندگی و کار خود به‌کار بگیرید.

پازل چند مجهولی بازار کار ایران: چرا نرخ بیکاری ۷.۶ درصدی فریبنده است؟

بر اساس آخرین داده‌های مرکز آمار ایران که در گزارش اختصاصی اوکی صنعت بررسی شده، نرخ بیکاری کشور ۷.۶ درصد اعلام شده است. در نگاه اول، این رقم بسیار ایده‌آل به نظر می‌رسد و حتی از برخی کشورهای توسعه‌یافته نیز کمتر است. اما این آمار یک روی پنهان و نگران‌کننده دارد. نرخ بیکاری تنها نسبت افراد جویای کارِ بیکار را به کل جمعیت فعال نشان می‌دهد. زمانی که بخش عظیمی از مردم اصلاً وارد بازار کار نمی‌شوند و جویای شغل نیستند، از مخرج این کسر حذف می‌شوند و در نتیجه، نرخ بیکاری به طور مصنوعی پایین نشان داده می‌شود.

واقعیت این است که از میان بیش از ۶۶ میلیون نفر جمعیت ۱۵ ساله و بالاتر در ایران، تنها حدود ۲۶ میلیون نفر در بازار کار حضور فعال دارند و نزدیک به ۲ میلیون نفر از آن‌ها بیکار هستند. این یعنی بیش از ۴۰ میلیون نفر از جمعیتِ در سن کار، کاملاً غیرفعال هستند و این موضوع زنگ خطر بزرگی را برای آینده اقتصادی کشور به صدا درآورده است.

ریشه‌های اصلی کاهش مشارکت اقتصادی؛ چرا ۴۰ میلیون ایرانی خانه‌نشین هستند؟

کارشناسان اقتصادی معتقدند نرخ مشارکت مطلوب برای یک اقتصاد پویا باید بالای ۶۰ درصد باشد، در حالی که این رقم در ایران طی زمستان ۱۴۰۴ تنها ۳۹.۷ درصد بوده است؛ رقمی بسیار پایین‌تر از میانگین جهانی ۶۱.۱ درصدی. اما چه عواملی باعث این بی‌انگیزه شدن مفرط و دوری گزیدن از بازار کار شده است؟

۱. کیفیت پایین مشاغل و دستمزدهای ناچیز

یکی از بزرگ‌ترین مشکلات فعلی، کیفیت پایین مشاغل موجود است. بخش زیادی از نیروی کار با بهره‌وری پایین، عدم امنیت شغلی، دستمزدهای ناکافی که کفاف هزینه‌های تورمی را نمی‌دهد و نبود چشم‌انداز پیشرفت مواجه هستند. گزارش‌های واصله به اوکی صنعت حاکی از آن است که در پایان سال ۱۴۰۴، موجی از تعدیل نیرو در بنگاه‌ها شکل گرفته و حدود ۲۹۰ هزار نفر برای دریافت بیمه بیکاری ثبت‌نام کرده‌اند که این خود گویای شرایط ناپایدار اشتغال است.

۲. دانشگاه‌ها به عنوان پناهگاه اجتماعی و تاخیر در ورود به بازار کار

طی دهه‌های گذشته، سیستم آموزش عالی در ایران به عنوان ابزاری برای به تعویق انداختن ورود جوانان به بازار کار عمل کرده است. میلیون‌ها جوان به جای ورود مستقیم به دنیای کسب‌وکار، سال‌های طلایی عمر خود را در دانشگاه‌ها می‌گذرانند. با این حال، به دلیل عدم همخوانی رشته‌های دانشگاهی با نیازهای واقعی صنعت و اقتصاد، فارغ‌التحصیلان پس از فراغت از تحصیل نیز فرصت شغلی متناسب با تخصص خود پیدا نمی‌کنند و در نهایت به جمعیت غیرفعال می‌پیوندند.

بحران مشارکت زنان؛ ۷۳ درصد جمعیت غیرفعال ایران را بانوان تشکیل می‌دهند

بررسی ساختار جمعیت غیرفعال نشان می‌دهد که زنان بزرگ‌ترین گروه غایب در بازار کار ایران هستند. نزدیک به ۷۳ درصد از کل جمعیت غیرفعال کشور را زنان تشکیل می‌دهند. از میان حدود ۳۳ میلیون زن در سن کار، تنها ۴ میلیون نفر مشارکت اقتصادی دارند و بیش از ۲۹ میلیون نفر خارج از این چرخه قرار گرفته‌اند.

نرخ مشارکت زنان در ایران تنها ۱۲.۲ درصد است که در مقایسه با نرخ ۶۷.۲ درصدی مردان و حتی آمارهای کشورهای همسایه، بسیار ناچیز است. کارشناسان اوکی صنعت دلایل این امر را در مواردی همچون شکاف عمیق میان تحصیلات دانشگاهی زنان و فرصت‌های شغلی متناسب، مسئولیت‌های سنگین خانوادگی و کمبود مراکز حمایتی ارزان‌قیمت، در کنار دستمزدهای نابرابر و شرایط نامساعد محیط‌های کاری برای بانوان می‌دانند.

پیامدهای هولناک کاهش مشارکت اقتصادی بر پیکره صنعت و اقتصاد

این انفعال بزرگ و بی‌استفاده ماندن نیروی کار فعال، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به همراه دارد. اقتصاددانان هشدار می‌دهند که تداوم کاهش مشارکت اقتصادی منجر به افت شدید تولید ناخالص داخلی، کوچک شدن پایه مالیاتی دولت، افزایش فشارهای کمرشکن بر صندوق‌های بازنشستگی (به دلیل عدم واریز حق بیمه جدید) و در نهایت هدررفت عظیمی از سرمایه انسانی کشور می‌شود.

راهکارهای نجات؛ چگونه می‌توان غول خفته نیروی کار را بیدار کرد؟

چالش اصلی امروز ما، کمبود نیروی کار نیست، بلکه ناتوانی ساختاری در جذب و به کارگیری این پتانسیل عظیم است. تحریم‌های بین‌المللی، ضعف مفرط در جذب سرمایه‌گذاری خارجی و نااطمینانی‌های شدید اقتصادی در کنار محدودیت‌های بخش خصوصی، مانع از اشتغال‌آفرینی واقعی شده‌اند. با این حال، کارشناسان معتقدند توسعه جدی اقتصاد دیجیتال، ترویج فرهنگ دورکاری، حمایت واقعی از مشاغل دانش‌بنیان و رفع موانع تولید می‌تواند بخش بزرگی از این جمعیت غیرفعال را وارد مدار ارزش‌آفرینی کند.

نتیجه‌گیری و گام بعدی شما

بحران کاهش مشارکت اقتصادی و دوری ۶۰ درصدی جامعه از بازار کار، آیینه‌ای از مشکلات ساختاری، دستمزدهای غیرواقعی و عدم توازن میان آموزش و صنعت است. برای عبور از این بن‌بست، نیازمند بازنگری جدی در سیاست‌های کارگری، تسهیل فضای کسب‌وکار خصوصی و ایجاد بسترهای مناسب برای مشارکت زنان و فارغ‌التحصیلان هستیم.

توصیه کاربردی اوکی صنعت برای شما: به عنوان یک فعال اقتصادی، کارآفرین یا جویای کار، امشب یکی از مهارت‌های جدید و کاربردی حوزه اقتصاد دیجیتال یا دورکاری را که با تخصص شما همخوانی دارد شناسایی کنید و از فردا برنامه مشخصی را برای یادگیری و ورود فعالانه به بازارهای نوین کار آغاز کنید؛ چرا که آینده متعلق به کسانی است که خود را با تغییرات ساختاری بازار کار هماهنگ می‌کنند.

دکمه‌های اوکی صنعت

لینک‌های مهم اوکی صنعت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *