کلاف سردرگم ارزی و تولیدکنندهای که منتظر است
تصور کنید کارخانهای با تمام ظرفیت آماده تولید است، ماشینآلات آماده به کار و کارگران منتظر. اما چرخدندههای تولید نمیچرخند. چرا؟ چون مواد اولیهای که از آن سوی مرزها باید برسد، در پیچوخم یک سیاستگذاری مبهم ارزی گیر کرده است. این داستان پرتکرار این روزهای بسیاری از تولیدکنندگان و واردکنندگان ایرانی است؛ داستانی از سردرگمی در برابر سیاستهایی که قرار بود ثباتآفرین باشند اما به مانعی بزرگ بر سر راه تجارت تبدیل شدهاند.
به گزارش اوکی صنعت، تلاطمات ارزی در سالهای گذشته، سیاستگذار را به سمت تثبیت دستوری نرخ ارز سوق داد؛ تصمیمی که اگرچه در کوتاهمدت مانند یک مسکن عمل کرد، اما در بلندمدت عوارض جانبی و کجکارکردیهای عمیقی به همراه داشت. حالا به نظر میرسد تاریخ در حال تکرار است و فعالان اقتصادی بار دیگر در هزارتوی سیاستهای ارزی بانک مرکزی، مسیر را گم کردهاند. با خواندن این خبر، شما درک عمیقی از ریشههای چالش ارزی فعلی و تأثیر مستقیم آن بر تولید و تجارت کشور خواهید داشت.
سیاست تثبیت ارز: زخمی کهنه با دردی تازه
ایده تخصیص ارز با نرخ ترجیحی برای کنترل بازار، در عمل به هدررفت منابع عظیمی منجر شد. گزارشها نشان میدهد بخشی از دریافتکنندگان ارز ارزان، یا کالایی متفاوت از آنچه ثبت کرده بودند وارد کردند یا در مواردی هیچ کالایی وارد نشد. این روند نهتنها منابع ارزی کشور را به تاراج برد، بلکه با فراهم کردن زمینه واردات ارزان، به تولید داخلی نیز آسیب جدی وارد کرد.
اکنون، فعالان بخش خصوصی معتقدند این سناریوی تلخ در قالبی جدید در حال اجراست. تولیدکنندگانی که برای تأمین مواد اولیه و کالاهای واسطهای خود به واردات وابستهاند، نمیدانند باید چند ماه در صف طولانی تخصیص ارز بمانند و همین عدم قطعیت، برنامهریزی برای تولید را عملاً غیرممکن کرده است.
سردرگمی در هزارتوی ارزی: فعالان اقتصادی چه میگویند؟
رایزنیهای متعدد بخش خصوصی با بانک مرکزی تاکنون نتیجه ملموسی در پی نداشته و وعدهها برای حل مشکلات روی کاغذ باقی مانده است.
وعدههای فراموش شده بانک مرکزی
آن طور که کیوان کاشفی، عضو کمیته ارزی اتاق ایران، اعلام کرده، قرار بود با تشکیل یک کمیته مشترک، مشکلات و معضلات تجار به صورت ریشهای حلوفصل شود، اما این کمیته در عمل خروجی مؤثری نداشته و مشکلات کماکان به قوت خود باقی است. یکی از توافقات کلیدی دیگر این بود که واگذاری ارز به صورت مستقیم (توافق بین واردکننده و صادرکننده) از صف تخصیص خارج شود و ظرف ۲۴ ساعت انجام گیرد. اما در حال حاضر، هیچ تفاوتی میان روش مستقیم و غیرمستقیم وجود ندارد و همه متقاضیان در صف طولانی تخصیص معطل میمانند.
از صف تخصیص تا قاچاق مواد اولیه
این وضعیت نگرانکننده به نقطهای رسیده که به گفته کاشفی، برخی واحدهای تولیدی برای جلوگیری از توقف کامل خط تولید، ناچار به تأمین مواد اولیه خود از مسیرهای غیررسمی و قاچاق شدهاند. این اتفاق، زنگ خطری جدی برای اقتصاد شفاف و قانونمند کشور است.
شفافیت، حلقه مفقوده سیاست ارزی
محمد لاهوتی، رئیس کمیسیون توسعه صادرات اتاق ایران، در گفتوگو با اوکی صنعت، به توافق دیگری اشاره میکند که بر اساس آن قرار بود بانک مرکزی در نرخ ارز دخالتی نداشته باشد. اما در عمل، عدم شفافیت در مرکز مبادله ارز و مشخص نبودن نرخهای معاملهشده، این نگرانی را ایجاد کرده که سرنوشتی مشابه سامانه نیما در انتظار این مرکز باشد. فعالان اقتصادی معتقدند تنها راه حذف کارتهای بازرگانی یکبارمصرف و بازگشت کامل ارز صادراتی، واقعیسازی نرخ ارز و پرهیز از قیمتگذاری دستوری است.
احمدرضا فرشچیان، رئیس کمیسیون تسهیل واردات اتاق ایران، نیز تأکید میکند که خواسته اصلی بخش خصوصی، نه تعیین نرخ، بلکه ایجاد شفافیت است. او به تخصیص ناگهانی ۲.۵ میلیارد دلار ارز توسط وزارت صمت در ماههای اخیر اشاره میکند که طی آن، بانک مرکزی به واردکنندگان تنها یک هفته مهلت داد تا معادل ریالی آن را تأمین کنند. این تصمیم ناگهانی باعث شد بسیاری برای جلوگیری از ابطال تخصیص خود، حتی به قیمت فروش داراییهایشان، منابع ریالی را فراهم کنند.
نتیجهگیری: گره کور سیاستگذاری
شواهد و اظهارات فعالان اقتصادی نشان میدهد که گره اصلی مشکلات ارزی کشور، بیش از آنکه کمبود منابع باشد، ناشی از عدم شفافیت، تصمیمات ناگهانی و سیاستهای چندگانهای است که به جای حل مسئله، به سردرگمی دامن میزند. تا زمانی که یک رویه شفاف، باثبات و قابل پیشبینی بر سیاستگذاری ارزی حاکم نشود، چرخ تولید همچنان در صف تخصیص ارز باقی خواهد ماند و اقتصاد کشور از این ناحیه آسیب خواهد دید.
بهعنوان یک فعال اقتصادی یا کارشناس، راهکار شما برای خروج از این چرخه معیوب چیست؟ نظرات خود را با اوکی صنعت در میان بگذارید و در این گفتگوی حیاتی مشارکت کنید.


لینکهای مهم اوکی صنعت