معمای ناتمام ارز؛ چرا تکنرخی شدن همچنان یک سراب است؟
تصور کنید در بازاری قدم میزنید که قیمت یک کالای واحد برای شما با قیمت همان کالا برای همسایهتان تفاوت چشمگیری دارد، تنها به این دلیل که او به رانت یا منابع خاصی دسترسی دارد. این توصیف سادهای از شکاف قیمتی در بازار ارز ایران است. سالهاست که سیاست تکنرخی ارز به عنوان کلید طلایی ثبات اقتصادی و حذف فساد مطرح میشود، اما هر بار پس از مدت کوتاهی، فنر قیمتها در رفته و فاصله بین نرخ دولتی و بازار آزاد عمیقتر شده است. خبرنگار اوکی صنعت در این گزارش به بررسی همهجانبه چرایی ناکامی این سیاست میپردازد. با خواندن این خبر، شما درک عمیقی از چالشهای پولی کشور خواهید داشت و یاد میگیرید که چگونه این نوسانات را در تحلیلهای مالی و کاری خود لحاظ کنید.
ریشههای ساختاری ناکامی در تکنرخی کردن ارز
بسیاری از تحلیلگران در گفتگو با اوکی صنعت تأکید دارند که تکنرخی کردن ارز صرفاً یک دستور اداری نیست، بلکه خروجی یک انضباط مالی و پولی گسترده است که در دهههای اخیر کمتر شاهد آن بودهایم.
۱. ناترازی بودجه و فشار تورمی
تا زمانی که دولت با کسری بودجه مزمن مواجه است و برای جبران آن به منابع بانک مرکزی یا روشهای تورمزا متوسل میشود، تفاوت نرخ تورم داخلی و خارجی، ارزش پول ملی را به شدت تحت فشار قرار میدهد. در چنین شرایطی، سیاست تکنرخی ارز بدون کنترل تورم، تنها به یک مسکن موقت تبدیل میشود که به سرعت اثر خود را از دست میدهد.
۲. محدودیتهای ارزی و فشارهای بینالمللی
بر اساس گزارشهای اختصاصی اوکی صنعت، محدودیت در دسترسی به ذخایر ارزی و چالشهای نقل و انتقال پول، قدرت مانور بانک مرکزی را برای مداخله موثر در بازار کاهش داده است. وقتی عرضه ارز با چالش مواجه باشد، تقاضای انباشته شده به سمت بازار غیررسمی گسیل میشود و شکاف قیمتی دوباره متولد میگردد.
چرا مدلهای پیادهسازی شده دوام نمیآورند؟
تجربه نشان داده است که هرگاه دولتها سعی کردهاند با زور و ابزارهای پلیسی قیمت ارز را در یک سطح ثابت نگاه دارند، بازار واکنش معکوس نشان داده است. طبق بررسیهای اوکی صنعت، فقدان یک بازار متشکل و شفاف که در آن تمامی تقاضاها (اعم از تجاری و سرمایهای) پاسخ داده شود، عامل اصلی شکست تلاشهای قبلی بوده است. سیاست تکنرخی ارز نیازمند پذیرش واقعیتهای بازار توسط سیاستگذار است.
نتیجهگیری و نگاه به آینده
به طور خلاصه، شکست سیاست تکنرخی ارز نه ناشی از اشتباه در ذات این تئوری، بلکه ناشی از عدم هماهنگی سیاستهای پولی با واقعیتهای میدانی و فشارهای خارجی است. برای رسیدن به ثبات پایدار، ابتدا باید ریشههای تورم را خشکاند و فضای کسبوکار را برای جذب سرمایه مهیا کرد. پیشنهاد میکنیم امشب هزینههای ارزی و زنجیره تأمین کسبوکار خود را بر اساس سناریوهای مختلف قیمتی بازبینی کنید و از فردا استراتژیهای فروش خود را با نگاهی واقعبینانه به نرخهای بازار آزاد تنظیم نمایید؛ این هوشمندی، کلید بقا در اقتصاد پرنوسان امروز است.

لینکهای مهم اوکی صنعت