چرا با وجود تغییر دولتها و برنامههای متعدد توسعه، سفره مردم هر روز کوچکتر میشود و تورم همچنان قدرت خرید را میبلعد؟ این پرسش چالشبرانگیز، نقطه کانونی انتقادهای اخیر سید مصطفی هاشمیطبا، شخصیت سیاسی و مدیریتی کشور، از سیاستهای اقتصادی جاری است. او معتقد است مادامی که راهکارهای ما محدود به جابجایی منابع مالی بدون افزایش تولید ناخالص داخلی باشد، انتظاری برای رشد پایدار و حل واقعی مشکلات اقتصادی نباید داشت. این اظهارنظر، نقد صریح به رویکردی است که سالهاست به جای اصلاحات بنیادین، به مسکنهای موقت مالی روی آورده است.
شهروندان و فعالان صنعتی، مدتهاست که از نوسانات شدید بازار و ناکارآمدی مدیریتی رنج میبرند. سیاستهایی که قرار بود رفاه بیاورند، اغلب تنها به توزیع مجدد فقر منجر شدهاند. با خواندن این خبر، شما درک عمیقی از ماهیت اصلی مشکلات اقتصادی ایران و لزوم اصلاحات ساختاری خواهید داشت و یاد میگیرید چگونه تفکر سیستمی و صنعتی را در تحلیلهای روزمره و حتی تصمیمگیریهای مدیریتی خود بهکار بگیرید.
آسیبشناسی هاشمیطبا: مشکلات اقتصادی فراتر از انتقال منابع است
هاشمیطبا با صراحت اعلام کرده است که «از این جیب به آن جیب کردن» به معنای واقعی کلمه، تلاشی بیحاصل برای حل بحرانهای عمیق ساختاری است. این عبارت کنایهای به انواع یارانههای غیرهدفمند، مداخلات دستوری در بازار ارز و توزیع اعتبارات بدون نظارت بر بهرهوری است. از دیدگاه او، این اقدامات تنها یک جابجایی عددی در ترازنامههای دولتی هستند و هیچ ارزش افزودهای برای اقتصاد ملی ایجاد نمیکنند.
انتقاد به سیاستهای مسکنکننده درد و فرار از اصلاحات ساختاری
بسیاری از تحلیلگران اقتصادی، از جمله کارشناسان اوکی صنعت، سالهاست که بر این نکته تأکید دارند: تا زمانی که دولتها به جای ریشهیابی، تنها به تسکین ظاهری درد بپردازند، اقتصاد کشور به حالت درجا زدن ادامه خواهد داد. مسکنهایی چون افزایش ناگهانی حقوقها بدون تناسب با بهرهوری یا تزریق نقدینگی به بخشهای خاص، تنها باعث افزایش انتظارات تورمی و وخامت اوضاع در درازمدت میشوند.
- تورم ساختاری: مشکل ناشی از کسری بودجه مزمن و ناترازی بانکها.
- بهرهوری پایین: عدم انگیزه برای سرمایهگذاری مولد در بخش صنعت.
- فساد سیستمی: عدم شفافیت در تخصیص منابع و رانتخواری.
ضرورت تمرکز بر اصلاحات ساختاری نظام اقتصادی
اگر راهکار، «از این جیب به آن جیب کردن» نیست، پس راهحل چیست؟ پاسخ در اصلاح ساختارهای کهنهای است که دهههاست مانع رشد و توسعه صنعتی شدهاند. هاشمیطبا و سایر صاحبنظران حوزه اقتصاد صنعتی، بر لزوم تمرکز بر زیرساختهایی تأکید دارند که قابلیت افزایش تولید و بهبود محیط کسبوکار را داشته باشند.
تغییر رویکرد از اقتصاد رانتی به اقتصاد مبتنی بر تولید
یکی از مهمترین بخشهایی که نیاز به اصلاحات بنیادین دارد، نظام بودجهریزی است. اوکی صنعت در گزارشی تحلیلی اشاره کرده بود که تخصیص منابع دولتی باید از حالت حمایتی صرف، به سمت تسهیلگری برای بخش خصوصی مولد تغییر یابد. این امر مستلزم کاهش دخالت دولت در قیمتگذاری و واگذاری امور به سازوکار بازار شفاف است.
برنامهریزی برای رشد پایدار و اشتغال صنعتی
برای دستیابی به رشد پایدار، نمیتوان تنها به درآمدهای نفتی یا مالیاتگیری از بخشهای ضعیف متکی بود. سرمایهگذاری در فناوریهای نوین، آموزش نیروی کار ماهر و تسهیل صادرات محصولات با ارزش افزوده بالا، تنها راهکار برونرفت از دایره معیوب کنونی است. این اقدامات، برخلاف انتقال منابع، منجر به افزایش واقعی ثروت ملی و بهبود معیشت میشوند.
نتیجهگیری: تفکر سیستمی، کلید حل مشکلات اقتصادی
اظهارات هاشمیطبا، زنگ خطری جدی برای سیاستگذارانی است که همچنان به دنبال راهحلهای کوتاهمدت و مسکنکننده هستند. «از این جیب به آن جیب کردن» صرفاً صورت مسئله مشکلات اقتصادی را پاک میکند، اما توان مقابله با تورم ساختاری، بهرهوری پایین و ناکارآمدی نظام توزیع را ندارد. راهحل در گرو اصلاحات بنیادین، شفافیت، و حرکت به سمت یک اقتصاد مبتنی بر تولید و بهرهوری است.
دیدگاههای سطحی را کنار بگذارید. امشب یکی از نکاتی که در خصوص اصلاحات ساختاری یاد گرفتید را اجرا کنید و در محیط کار یا تحلیلهای خود، به جای تمرکز بر نرخ ارز روزانه، بر شاخصهای بهرهوری، کارآمدی و شفافیت تمرکز کنید و فردا نتیجه تاثیر این تغییر نگرش را بررسی کنید.


لینکهای مهم اوکی صنعت