ظرفیتهای عظیم CNG بلااستفاده ماند؛ چرا طرح ۷۵ میلیارد دلاری نجات بنزین، نیمهفعال است؟
تصور کنید طرحی ملی وجود داشته باشد که طی دو دهه، توانسته باشد ۱۲۰ میلیارد لیتر مصرف بنزین را کاهش دهد و ۷۵ میلیارد دلار صرفهجویی اقتصادی خالص برای کشور به ارمغان بیاورد. این آمار شگفتانگیز، دستاورد صنعت سوخت طبیعی فشرده (CNG) در ایران است؛ صنعتی که توانسته معادل تولید چندین پالایشگاه بزرگ، سوخت کشور را تأمین کند. اما امروز، این طرح حیاتی به جای اوجگیری، در وضعیتی نیمهفعال و نگرانکننده قرار دارد.
مسئله اینجاست: در حالی که ظرفیت فنی عرضه روزانه CNG به ۴۰ میلیون مترمکعب میرسد، مصرف واقعی تنها ۱۶ میلیون مترمکعب باقی مانده است. این شکاف عمیق نشان میدهد که بخش اعظم زیرساختها و سرمایهگذاریهای انجام شده، امروز بلااستفاده ماندهاند. چرا صنعتی با این پتانسیل عظیم، که میتوانست ستون فقرات مدیریت مصرف سوخت در کشور باشد، از مسیر توسعه منحرف شده است؟ با خواندن این خبر، شما درک عمیقی از موانع کلیدی توسعه سوختهای جایگزین خواهید داشت و یاد میگیرید که چگونه تصمیمات سیاستی، بر اقتصاد ملی و جیب شهروندان تأثیر مستقیم میگذارد.
دستاورد تاریخی CNG: صرفهجویی ۷۵ میلیارد دلاری که نادیده گرفته شد
صنعت CNG در ایران، یک موفقیت مهندسی و اقتصادی بزرگ محسوب میشود. از سال ۱۳۸۱ تاکنون، دستاوردهای آن غیرقابل انکار بودهاند:
- صرفهجویی عظیم: حذف ۱۲۰ میلیارد لیتر بنزین از سبد مصرف.
- سود اقتصادی: ایجاد ۷۵ میلیارد دلار صرفهجویی اقتصادی.
- ظرفیت تولیدی: میزان روزانه ۱۶ میلیون لیتر توزیع CNG معادل تولید پالایشگاههای تهران، لاوان، شیراز، تبریز و کرمانشاه است.
پتانسیل بلااستفاده: ایستگاههای ۱۴ ساعته با ۵ ساعت کارکرد
این موفقیتهای تاریخی، در تضاد با وضعیت کنونی زیرساختها قرار دارد. جایگاههای سوخت **CNG** در کشور دارای توان فنی برای ۱۴ ساعت فعالیت روزانه هستند، اما میانگین کارکرد آنها تنها ۵.۷ ساعت برآورد میشود. این فاصله ۱۳۶ درصدی میان ظرفیت فنی و عملکرد واقعی، زنگ خطر را برای سیاستگذاران به صدا درآورده است. این آمار نشاندهنده نبود تقاضای کافی و شکست در سیاستگذاری قیمتی و توسعه تقاضا است.
ریشه اصلی رکود: سه مانع ساختاری توسعه سوخت جایگزین
بررسیها نشان میدهد که رکود کنونی، نتیجه مجموعهای از تصمیمات و عوامل ساختاری است که جذابیت CNG به عنوان یک سوخت جایگزین را از بین برده است. گزارش اوکی صنعت نشان میدهد که سه عامل کلیدی، این طرح بزرگ را زمینگیر کردهاند:
خطای قیمتگذاری: حذف جذابیت اقتصادی
مهمترین عامل افت مصرف، عدم وجود اختلاف قیمت معنادار میان بنزین و CNG است. در سطح جهان، جذابیت قیمت، موتور محرک اصلی برای ترغیب مصرفکنندگان به استفاده از سوختهای گازسوز است. در ایران اما، فاصله قیمتی به حدی محدود شده که رانندگان، دلیلی اقتصادی برای صرف وقت و زحمت استفاده از جایگاههای CNG ندارند؛ در نتیجه، مزیت اقتصادی سالانه ۵۰ میلیون تومانی که یک خانوار پرمصرف میتوانست کسب کند، ملموس نشده است.
عقبنشینی خودروسازان و ضعف زنجیره تقاضا
صنعت خودرو به عنوان بازوی اصلی توسعه سوخت گازسوز، سالهاست که از تولید گسترده خودروهای CNGسوز فاصله گرفته است. این کاهش عرضه مستقیم، زنجیره تقاضا را ضعیف کرده و باعث شده است که حتی زیرساختهای ایجاد شده در ۲۳۶۵ جایگاه CNG نیز بیاستفاده بماند.
البته اخیراً قرارداد تولید ۵۵ هزار خودروی دوگانهسوز (تاکسی و وانت) با خودروسازان امضا شده است؛ اما این میزان در مقایسه با نیاز کشور و تعداد خودروهای نیازمند تبدیل، همچنان ناکافی به نظر میرسد.
شکاف زیرساختی در ۳۷۶ شهر فاقد جایگاه
با وجود ساخت ۲۳۶۵ جایگاه طی دو دهه، هنوز ۳۷۶ شهر در کشور فاقد جایگاه CNG هستند. بسیاری از این شهرها، مناطق با توان اقتصادی ضعیف هستند و نبود جایگزین قیمتی برای بنزین، فشار مستقیم بر مصرفکنندگان آنها وارد میکند. توسعه زیرساختها متوازن نبوده و این امر، یکی از دلایل اصلی عدم بهرهوری کامل از ظرفیتها است. هماکنون ۹۳ جایگاه در حال ساخت و ۲۵ جایگاه جدید در سال گذشته، نشانههایی از حرکت هستند، اما با سرعت مطلوب فاصله زیادی دارند.
طرح تبدیل رایگان: فشار تقاضا بر سیستم نوبتدهی
طرح تبدیل خودروهای بنزینسوز به دوگانهسوز، که با هدف کاهش مصرف **بنزین** اجرا میشود، رایگان است و هزینه کیت و نصب (حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان) توسط دولت پرداخت میگردد. تقاضا برای این طرح بالا بوده و تا امروز ۱۸ هزار خودرو در سامانه ثبت شدهاند. صفهای نوبتدهی که بسته به وضعیت کارگاهها بین سه روز تا یک ماه زمان میبرد، عمدتاً شامل خودروهای شخصی است؛ زیرا:
- ۹۰ درصد از ۳۱۲ هزار تاکسی کشور، دوگانهسوز هستند.
- بیش از ۵۰ درصد از ۲۶۰۰ وانتبار نیز از CNG استفاده میکنند.
بازگشت ناگهانی LPG و سردرگمی سیاستی
در شرایطی که صنعت CNG به دلیل سیاستهای ناپایدار قیمتی و حمایت ضعیف خودروسازان، در بحران بهسر میبرد، اعلام آمادگی برای صدور مجوز جایگاههای LPG و انتشار فراخوان تبدیل خودروها به سوخت مایع، یک سردرگمی جدی در استراتژی سوختهای جایگزین ایجاد کرده است. ورود همزمان چند مسیر موازی، میتواند منابع محدود را پراکنده کرده و طرح CNG را که هنوز به بلوغ نرسیده، بیش از پیش تضعیف کند و هدف اصلی صرفهجویی در بنزین را به حاشیه ببرد.
نتیجهگیری: ضرورت بازنگری در سیاستهای حمایتی
صنعت **CNG** نشان داده است که پتانسیل تبدیل شدن به یکی از بزرگترین پروژههای صرفهجویی اقتصادی و مدیریت مصرف سوخت در کشور را دارد. دستاوردهای ۷۵ میلیارد دلاری این حوزه، تاییدی بر این ادعا است. اما تا زمانی که سیاستگذاریها ناپایدار باشند، اختلاف قیمت **بنزین** و گاز جذابیت خود را حفظ نکند و صنعت خودرو متعهد به تولید انبوه دوگانهسوزها نشود، فاصله میان ظرفیت ۴۰ میلیون مترمکعبی و مصرف ۱۶ میلیون مترمکعبی همچنان پابرجا خواهد ماند. کارشناسان معتقدند که اگر صنعت CNG قرار است نقش محوری خود را ایفا کند، نیازمند تغییرات فوری در قیمتگذاری و حمایت عادلانه از توسعه زیرساختها است. امشب یکی از نکاتی که در مورد مزیتهای اقتصادی سوختهای جایگزین یاد گرفتید را اجرا کنید و فردا نتیجهاش را در کاهش هزینههای سوخت خود بررسی کنید.


لینکهای مهم اوکی صنعت