فرض کنید یک دونده ماراتن پس از ماهها تمرین سخت و عبور از خط پایان، به دلیل یک بوروکراسی ساده، از دریافت مدال خود محروم بماند. این دقیقاً تصویری است که امروز در قلب صنعت نساجی ایران مشاهده میشود. از سال ۱۳۹۸، برنامه استراتژیک داخلیسازی مواد اولیه با سرعتی باورنکردنی پیش رفته و اکنون، ۷۲ درصد از نیازهای این صنعت حیاتی در داخل مرزها تولید میشود. این یک پیروزی بزرگ برای اقتصاد مقاومتی و امنیت تولید ملی است.
اما در کنار این دستاورد چشمگیر، سایهای سنگین خودنمایی میکند: انتظار هشت ماهه برای تخصیص ارز که چرخ تولید را کند کرده و خطوط تولید را در آستانه توقف قرار داده است. تولیدکنندگان مواد اولیه نساجی با افتخار، مسیر خودکفایی را هموار کردهاند، اما برای واردات همان ۲۸ درصد باقیمانده یا ماشینآلات ضروری، دست و پنجه نرم میکنند. با خواندن این خبر، شما درک عمیقی از دوگانگی موجود در تولید صنعتی خواهید داشت و یاد میگیرید چگونه این نوسانات و چالشها میتواند بر زنجیره تأمین و در نهایت بازار مصرف تأثیر بگذارد.
خودکفایی ۷۲ درصدی؛ نقطه عطف داخلیسازی صنعت نساجی
مسیر خوداتکایی و کاهش وابستگی به واردات، یکی از سختترین اما ضروریترین راهبردهای اقتصادی در سالهای اخیر بوده است. بنا بر اعلام عضو هیات مدیره انجمن نساجی، اجرای سیاست داخلیسازی مواد مورد نیاز این صنعت که از سال ۱۳۹۸ کلید خورد، اکنون ثمرات قابل توجهی داده است. این عضو هیات مدیره در گفتگو با اوکی صنعت اظهار داشت: «در حال حاضر، ۷۲ درصد از مواد اولیه مورد نیاز این صنعت مهم و اشتغالزا، در داخل کشور تولید میشود.»
جهش کمّی و کیفی در تولید داخلی
این آمار ۷۲ درصدی، نه تنها یک عدد، بلکه نشاندهنده ظرفیتهای پنهان و سرمایهگذاریهای عظیمی است که در بخش خصوصی و دولتی نساجی انجام شده است. تمرکز بر تولید نخ، الیاف مصنوعی، مواد رنگرزی و تکمیلکننده، باعث شده تا وابستگی کشور به بازارهای متلاطم خارجی به شدت کاهش یابد. این اقدام همچنین تأثیر مستقیمی بر تثبیت قیمتها در بازار داخلی داشته و امکان برنامهریزی بلندمدت را برای تولیدکنندگان پوشاک و فرش فراهم آورده است.
بلای جان تولید: معضل ۸ ماهه تخصیص ارز
اگرچه دستاورد داخلیسازی مواد اولیه نساجی افتخارآمیز است، اما چالشهای تأمین مواد و ماشینآلات باقیمانده، پاشنه آشیل این صنعت شده است. در حالی که ۷۲ درصد از مواد اولیه در داخل فراهم میشود، ۲۸ درصد باقیمانده (که شامل مواد واسطهای خاص، برخی مواد شیمیایی تخصصی یا قطعات یدکی ماشینآلات پیشرفته است) همچنان نیازمند واردات هستند.
فریز شدن سرمایه در گردش در انتظار تخصیص ارز نساجی
دادههای منتشر شده نشان میدهد که تولیدکنندگان برای تأمین همین ۲۸ درصد و همچنین بهروزرسانی خطوط تولید، با انتظار هشت ماهه برای تخصیص ارز نساجی دست و پنجه نرم میکنند. این تأخیر طولانیمدت، اثرات مخربی بر اقتصاد واحدهای تولیدی دارد:
- افزایش هزینههای نگهداری: دستگاههایی که نیاز به قطعه یدکی خارجی دارند، ماهها متوقف میمانند و هزینههای تعمیر و نگهداری انبار افزایش مییابد.
- کاهش بهرهوری: به دلیل کمبود مواد اولیه واسطهای، ظرفیت تولید کارخانهها کاهش یافته و گاهی مجبور به تعدیل نیروی کار میشوند.
- بیاعتمادی تأمینکنندگان: تأخیر در پرداخت تعهدات ارزی، اعتبار تولیدکنندگان داخلی نزد تأمینکنندگان خارجی را به شدت مخدوش میسازد.
راهکار خروج از بنبست: تسریع فرآیندهای بوروکراتیک
این دوگانگی نشان میدهد که موفقیت در تولید، بهتنهایی کافی نیست و نیازمند یک سیستم حمایتی چابک در حوزه مالی و بوروکراسی است. وقتی که تولید داخلی به مرز ۷۲ درصد رسیده است، سزاوار نیست که دستاورد این تلاش عظیم، به دلیل تأخیرهای اداری در تخصیص ارز، به خطر بیفتد.
اهمیت توازن در زنجیره تأمین
برای حفظ و توسعه این موفقیت، ضروری است که مسئولان سیاستگذار، فرآیندهای ارزی مربوط به مواد اولیه و قطعات یدکی حیاتی صنعت نساجی را در اولویت قرار دهند. حمایت از تولید داخلی تنها با تولید کالا میسر نیست، بلکه با تسهیل واردات نهادههای ضروری نیز تکمیل میشود تا چرخ ۷۲ درصد تولید داخلی بتواند بدون توقف بچرخد.
در نهایت، داستان داخلیسازی صنعت نساجی، داستان دو روی یک سکه است. روی روشن، موفقیت خیرهکننده در خودکفایی مواد اولیه و کاهش وابستگی است. روی تاریک، فلج شدن بخشهایی از تولید به دلیل موانع ارزی و بوروکراسیهای دولتی است. برای عبور کامل از این بحران، نیازمند سرعتبخشیدن به فرآیند تخصیص ارز نساجی و حمایت از سرمایه در گردش واحدهای تولیدی هستیم. امشب یکی از نکاتی که در مورد اهمیت تسریع فرآیندهای اداری در تولید آموختید را با دوستان صنعتی خود به اشتراک بگذارید و فردا نتیجهاش را در گفتمانهای اقتصادی بررسی کنید.


لینکهای مهم اوکی صنعت