آیا تصور کردهاید که اگر قلب تپنده اقتصاد یک کشور دچار آریتمی شود، کل پیکره صنعت و معیشت چگونه به شماره میافتد؟ امروزه بحث ناترازی بانکها به یکی از پیچیدهترین گرههای اقتصادی ایران تبدیل شده است؛ حفرهای که با وجود تلاشهای بسیار، همچنان نقدینگی را بلعیده و تورم را به سفرهها تزریق میکند. در اوکی صنعت، ما به دنبال پاسخ به این پرسش حیاتی هستیم: آیا صرفاً با اعمال محدودیت و ترمز گذاشتن جلوی فعالیت بانکها، میتوان این غول سرکش را مهار کرد؟ با خواندن این خبر، شما درک عمیقی از ریشههای ناترازی بانکی و تأثیر سیاستهای کنترلی خواهید داشت و یاد میگیرید چگونه آن را در زندگی و کار خود بهکار بگیرید.
ریشهیابی عمیق ناترازی بانکها؛ فراتر از یک عدد ساده
ناترازی در شبکه بانکی تنها یک اختلاف حساب دفتری نیست؛ بلکه نشاندهنده شکافی عمیق میان داراییهای نقدشونده و بدهیهای جاری است. زمانی که بانکها تحت فشار تسهیلات تکلیفی دولتی قرار میگیرند یا در پروژههای فاقد بازدهی اقتصادی سرمایهگذاری میکنند، عملاً قدرت نقدشوندگی خود را از دست میدهند. طبق بررسیهای تخصصی در اوکی صنعت، این فرآیند منجر به اضافهبرداشت از بانک مرکزی و در نهایت رشد پایه پولی و تورم میشود.
تسهیلات تکلیفی؛ سدی در برابر پویایی
یکی از دلایل اصلی محدود کردن بانکها در سالهای اخیر، جلوگیری از همین روند مخرب بوده است. وقتی بانک مجبور به پرداخت وامهایی میشود که بازگشت آنها تضمین نشده، ناترازی به شکلی ساختاری نهادینه میشود. عوامل زیر از اصلیترین محرکهای این بحران هستند:
- عدم تطابق سررسید داراییها و بدهیها در بلندمدت.
- انجماد داراییهای بانکی در بخش املاک و مستغلات غیرمولد.
- فشار مستقیم و غیرمستقیم دولت برای تأمین کسری بودجه از منابع بانکی.
سیاست محدود کردن بانکها؛ مسکن یا درمان قطعی؟
بانک مرکزی با هدف مهار غول تورم، سیاست کنترل مقداری ترازنامه را در پیش گرفته است. این رویکرد به معنای آن است که بانکها اجازه ندارند بیش از سقف مشخصی وام بدهند یا دارایی جدید کسب کنند. اگرچه این اقدام در کوتاهمدت رشد نقدینگی را کند کرده است، اما برای بخش تولید و صنعت، حکم یک شوک انقباضی را دارد. ناترازی بانکها زمانی به طور واقعی حل میشود که بانکها از فعالیتهای بنگاهداری خارج شده و به وظایف اصلی خود بازگردند.
پایش ناترازی و لزوم نظارت هوشمند
بسیاری از تحلیلگران معتبر معتقدند که اصلاح نظام بانکی باید از ریشه صورت گیرد. محدود کردن فعالیتها به تنهایی، مانند بستن راه خروجی یک سد در حال ریزش است. اگر اصلاحات ساختاری در نحوه مدیریت داراییها و نرخ سود صورت نگیرد، فشار نقدینگی از جای دیگری فوران خواهد کرد. باید میان بانکهای خوشحساب و بانکهای ناتراز تمایز جدی قائل شد تا جریان خون در رگهای تولید قطع نشود.
نتیجهگیری و گامهای عملی برای فعالان اقتصادی
حل مسئله ناترازی بانکها نیازمند یک اراده جمعی برای اصلاحات ساختاری، توقف تسهیلات تکلیفی و بهبود شفافیت است. محدود کردن بانکها اگرچه یک ابزار کنترلی لازم در شرایط اضطراری است، اما به تنهایی معجزه نمیکند. بازگرداندن بانکها به وظیفه اصلی خود یعنی واسطهگری وجوه و حمایت از صنایع مولد، تنها راه نجات پایدار اقتصاد است. امشب یکی از نکاتی که درباره تنوعبخشی به منابع مالی یاد گرفتید را در استراتژی کسبوکارتان اجرا کنید و فردا نتیجهاش را بررسی کنید.

لینکهای مهم اوکی صنعت