آیا تابهحال در موقعیتی قرار گرفتهاید که روی یک قول بزرگ حساب باز کنید و در نهایت متوجه شوید که تنها «سرکار» بودهاید؟ این دقیقاً همان توصیف صریحی است که رئیسجمهور، مسعود پزشکیان، برای وضعیت وعدههای سرمایهگذاری در آغاز به کار دولت خود به کار برده است. تصور کنید سکان هدایت اجرایی کشور را در دست بگیرید و با کوهی از پروژههای نیمهتمام و وعدهی تزریق هزار میلیارد تومان اعتبار روبرو شوید، اما در زمان اجرا، با دیواری از واقعیتهای تلخ و آمارهای بیپشتوانه برخورد کنید. ما در اوکی صنعت به بررسی دقیق این موضوع میپردازیم؛ چرا که این چالش تنها مختص دولت نیست و در بسیاری از سطوح مدیریتی و صنعتی ما دیده میشود. با خواندن این خبر، شما درک عمیقی از چالشهای شفافیت در ساختار سرمایهگذاری پروژههای کلان خواهید داشت و یاد میگیرید چگونه در برنامهریزیهای مالی و صنعتی خود، مرز میان واقعگرایی و وعدههای بیپشتوانه را تشخیص دهید.
ریشهیابی گلایههای پزشکیان؛ چرا وعده هزار میلیاردی محقق نشد؟
پزشکیان با صراحت لهجه همیشگی خود، به موضوعی اشاره کرده است که ریشه در ساختارهای بودجهبندی و سیستمهای ارائه آمار در کشور دارد. او معتقد است زمانی که دولت جدید کار خود را آغاز کرد، گزارشهایی مبنی بر وجود اعتبارات خیرهکننده و آمادگی برای سرمایهگذاری کلان ارائه شد، اما بررسیهای کارشناسی نشان داد که این اعداد بیش از آنکه جنبه اجرایی داشته باشند، تنها برای تلطیف فضای روانی و بدون پشتوانه عملیاتی مطرح شده بودند.
چالش نقدینگی و ناترازی در بخش صنعت
در تحلیلهای اختصاصی خبرگزاری اوکی صنعت، مشخص شده است که بخش بزرگی از این وعدهها ناشی از عدم تخصیص به موقع منابع مالی و ناترازیهای عمیق بانکی بوده است. وقتی از سرمایهگذاری هزار میلیاردی در پروژههای صنعتی و عمرانی صحبت میشود، باید جریان نقدینگی واقعی و قابل استحصال پشت آن باشد، در حالی که در عمل، بسیاری از این پروژهها به دلیل فقدان منابع، در مرحله کلنگزنی باقی ماندهاند.
لزوم شفافیت آماری؛ درسی برای مدیران و صنعتگران
یکی از نکات کلیدی که در سخنان پزشکیان نهفته است، ضرورت بازنگری در نحوه تعامل مدیران با آمارهای اقتصادی است. فریب آماری نه تنها باعث توقف پروژههای ملی میشود، بلکه اعتماد بخش خصوصی و سرمایهگذاران واقعی را نیز به شدت مخدوش میکند. برای حرکت به سمت توسعه صنعتی پایدار، باید از شعارزدگی فاصله گرفت و به سمت بودجهریزی بر مبنای عملکرد و واقعیتهای موجود حرکت کرد.
تبعات وعدههای غیرواقعی بر بدنه اقتصاد
- کاهش اعتماد سرمایهگذاران: وقتی وعدههای بزرگ دولتی محقق نمیشود، بخش خصوصی نیز برای ورود به پروژهها مردد میگردد.
- فرسودگی پروژهها: پروژههایی که با وعده بودجه آغاز میشوند اما نیمهکاره میمانند، دچار استهلاک شده و هزینهی نهایی آنها چندین برابر میشود.
- ایجاد تورم انتظاری: تزریق آمارهای غیرواقعی به جامعه میتواند منجر به نوسانات غیرمنطقی در بازارها شود.
نتیجهگیری و نگاهی به آینده مدیریتی کشور
اظهارات اخیر مسعود پزشکیان زنگ خطری برای تمامی سطوح مدیریتی در حوزه صنعت و اقتصاد است. واقعیت این است که سرمایهگذاری هزار میلیاردی به جای اینکه محرک چرخهای تولید باشد، تبدیل به اهرمی برای ایجاد انتظارات کاذب شده بود. برای عبور از این وضعیت، شفافیت، صداقت مدیریتی و تکیه بر منابع واقعی مالی، تنها راه نجات پروژههای نیمهتمام کشور است. مدیریت بر پایه دادههای دقیق، پایه اصلی توسعه در هر کشور توسعهیافتهای محسوب میشود.
پیشنهاد کاربردی: امشب یکی از اهداف یا وعدههای مالی که در کسبوکار یا سازمان خود با آن روبرو هستید را بازنگری کنید؛ آیا منابع واقعی برای تحقق آن وجود دارد یا شما هم درگیر یک سناریوی مشابه هستید؟ از فردا با تکیه بر آمارهای واقعی و بررسی دقیق منابع نقدینگی، برنامهریزیهای خود را اصلاح کنید.


لینکهای مهم اوکی صنعت